استفاده ازجمله های درست

تعرفه تبلیغات در سایت
در یکی از برنامه های کوهنوردی ،یکی از هم دوره ای های دبیرستانم ،که اتفاقا دبیر تربیت بدنی هم هست،با همسرش ،حضور داشت. 

از همان ابتدا رفتار ایشان توجه همه را جلب کرد،چرا که دائم در حال ایراد گرفتن و غر زدن بود،واقعیتش این بود که ایشان کوه نورد نبود،و گرچه کوه نوردیِ سبکی داشتیم اما برای این خانم مسافت ،زیاد و خسته کننده بود. 

اما این مسائل گاهی پیش می آمد و برایمان جدید نبود،نکته ای که برایم قابل تامل بود این بود که؛ یک وقتی متوجه شدم ایشان همسرش را بیشتر اوقات با نام خانوادگی ،خطاب میکند،نه اینکه چون در جمع حضور داشته باشد،این رفتاررا انجام میداد،چرا که بقیه رفتار و کردارش نشان از رعایت اصول در جمع را نداشت،و در ضمن جمع های کوهنوردی ما جمع های صمیمانه هست.(و البته گاهی هم با اسم کوچک صدا میزد.)  

وآقا هم به تبعیت از ایشان خانم را با نام خانوادگی صدا میزد. 

خانم که در ،زیادنظر دادن و نظر دیگران را نادیده گرفتن استعداد بالایی داشت، همیشه در حال بحث کردن بود و جالب بود که آقا در مقابل هر نظری که خانم ابراز میداشت فقط تایید میکرد،یک مورد همسرم از ایشان پرسید :"واقعا این نظری که تایید کردی رو قبول داری؟"و ایشان جواب داد"نه،اما اگه تایید نکنم تا قله با من بحث میکنه تا متقاعدم کنه!!!"  

مدت ها از این برنامه گذشته،اما هنوز در این فکرم که:وقتی کسی همسرش را با نام خانوادگی صدا کند(نه به دلیل رعایت مصالح و نه به دلیل خوشایند بودن مساله ) ،یعنی فاصله بین افراد زیاد است،یعنی "همسر"صرفا یک برچسب است. 

وقتی انسان در مقابل اظهار نظر دیگران ،پذیرش را انتخاب میکند که از بحث بیشتر جلوگیری کند،یعنی عدم تفاهم،عدم درک متقابل،عدم مسئولیت،گریز از زورشنوی،گریز از دعوا.  

اصلا شاید هیچ کدام از نتایجی که من گرفتم صحیح نباشد،شاید فقط مشکل در انتخاب کلمات باشد.

بحثم فقط در رابطه با موردی که توضیح دادم نیست،طرف صحبتم همه هستند،و بیشتر خودم. 

 

وقتی دیالوگ های فیلم های خارجی را میشنوم،یا کتاب هایی که نویسنده خارجی دارند میخوانم،غبطه میخورم به این همه انرژی مثبتی که به همدیگر منتقل می کنند،به این همه صحبت های روان شناسانه ای که درونی شده در وجودشان. 

حتی به رفتار بچه های خارجی هم که دقت کنیم،درست یک رفتار و گفتار روان شناسانه در قالب کوچک میبینیم. 

و این چیزی است که ما آموزش ندیده ایم. 

 به این فکر میکنم که ،ما چقدر بیهوده پیش میرویم ،بدون اینکه زندگی کنیم،ما فقط کارهای تکراری میکنیم ،بدون اینکه لذت ببریم. باید از یک جایی شروع کنیم،باید یاد بگیریم هر کسی را در جایگاه خودش و با خصوصیات خودش بپذیریم و به دیدگاه هرکسی ،با رعایت احترام  بنگریم.آن وقت زندگی برای خودمان هم لذت بخش تر می شود. 

تمام فشار های زندگی قابل قبول،اما زندگی تکرار نمی شود، که یک بار دیگر بدون فشار رفتارمان را تصحیح کنیم. 

باید یاد بگیریم در انتخاب کلمات دقت کنیم. 

 

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:53
برچسب‌ها :